محمد الريشهري
55
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
بررسى سند اين گزارش الف مهمترين مصدرِ " كِتابَ اللّهِ و سُنَّةَ نَبِيِّهِ " ، موطّأ مالك است كه اين روايت را به گونه مُرسَل نقل كرده است . با توجّه به اين كه هيچ يك از اصحاب صحاح ششگانه ، آن را نقل نكردهاند و منابعى مانند : صحيح مسلم ، سنن الترمذى ، سنن النسائى ، سنن الدارمى و مسند ابن حنبل ، عبارت " كِتابَ اللّهِ و عِترَتى " را گزارش كردهاند ، آنچه در موطّأ آمده ، از اعتبار لازم برخوردار نيست . ب حاكم نيشابورى ، روايت پيشگفته را از دو طريق ، نقل كرده كه هر دو ، شامل برخى راويانِ " ضعيف " اند . صالح بن موسى طلحى و اسماعيل بن ابى اويس ، جزو گزارشگران اين متن هستند كه از طرف رجاليان اهل سنّت ، به شدّت ، تضعيف شده و مورد انكار قرار گرفتهاند . درباره صالح بن موسى ، الفاظ : " ضعيف الحديث ( احاديث جدّا ضعيف نقل مىكند ) " ، " متروك الحديث ( احاديث مطرود نقل مىكند ) " ، " يَروى المَناكير ( احاديث قبيح نقل مىكند ) " و . . . آمده است . « 1 » علاوه بر اين ، او جزو رجال بخارى و مُسلِم نيست و حديث او ، به اشتباه ، در كتاب المستدرك على الصحيحين آمده است . اسماعيل بن ابى اويس نيز ، اگرچه از رجال مُسلِم است ، ولى تضعيفات بسيار و شديدى دارد . درباره او گفتهاند : " مُخلّط ( پريشانحال ) " ، " كذّاب ( دروغزن ) " ، " ليس بشىء ( بىارزش ) " ، " كانَ يَضَعُ الحديث ( حديث ، جعل مىكرده است ) " ، " يسرق الحديث ( حديث مىدزدد ) " و . . . . همچنين از قول او آوردهاند : هنگامى كه ميان اهل مدينه درباره چيزى اختلاف مىشد ، من برايشان
--> ( 1 ) . ر . ك : تهذيب التهذيب : ج 2 ص 535 .